این مطلب در تاریخ آبان 1378 در نشریه چشم انداز ایران به چاپ رسیده است.
بحران نهادهاي دموكراتيك.
سيلونه ابعاد بحران نهادهاي دموكراتيك را مقدمه اي براي روي كارآمدن يك نظام آشكارا تمركزگرا و توتاليتر دانسته و مي گويد: بروز ناهماهنگي ميان سيستم سياسي قديم و شرايط اجتماعي جديد و تغييريافته, ايجاد بحران ميكند. برخلاف تلقي برخي, سيلونه چنين بحراني را الزاما" به سود دموكراسي نمي داند. او ميگويد: در يك حالت ورشكستگي حكومت ميتواند به سود حزب اپوزيسيون باشد و توده هاي مردم را به سوي آنها به عنوان پيشگامان نظم نوين اجتماعي سوق دهد. اما در صورتي كه اين حزب آمادگي انجام وظيفه دشواري را كه از او انتظار ميرود نداشته باشد, خود نيز مي تواند به بي نظمي موجود دامن بزند و اميدي را كه به او بسته شده, كاملا" به ياس مبدل كند. اين وضعيت, شرايط ايده آل حزب توتاليتر است. در شرايطي كه كاسه صبر همگان لبريز مي شود, حز ب تمركزگرا اگر رهبر احمقي نداشته باشد, به احتمال زياد مي تواند قدرت را از آن خود كند.
استفاده از قوانين براي نابودي دموكراسي!
سيلونه در بخش ديگري از مكتب ديكتاتورها به نكته ظريفي اشاره مي كند و ميگويد: استفاده از قوانين دموكراتيك براي نابودكردن دموكراسي, همان شيوه اي است كه فا شيستها و نازيها بخوبي از آن استفاده كردند. هيتلر در "نبرد من" مي گويد: دموكراسي در بهترين شرايط, وسيله اي براي فلج كردن دشمن است. در سال 1935 گوبلز وزير تبليغات دولت نازي, با خودستايي از اين بازي موفقيت آميز مي گويد: ماهمواره اعلام كرده ايم كه براي رسيدن به قدرت از امكانات دموكراسي سود خواهيم جست. ولي پس از رسيدن به قدرت, هيچ يك از امكاناتي را كه خود در حالت اپوزيسيون بودن از آنها سودجسته ايم, در اختيار مخالفان خود نخواهيم گذاشت. سيلونه مي گويد: دموكراتها به اين نكته آگاهي دارند, ولي در مهار رقيب, كاري از دستشان برنمي آيد. اوج هنر دولت مداري در اين حالت, حاكميت بحران زده به صورت كج دار و مريض, امروز را به فردا ارجاع مي دهد و هركجا مجبور به تصميم گيري شود, كميسيونها و هياتهايي را تعيين مي كند كه نتيجه بررسيهاي آنها زماني بدست مي آيد كه اوضاع دگرگون شده است. سيلونه مي گويد: معناي اين تاخيرها اين است كه در طويله را زماني بسته اي كه گاوها فرار كرده اند