. نمي دانم كه او چگونه با اين وضعيت كنار آمد . زيبا گفته بود كه آرام خوابيده است و با كاوه عزيز بر بالين او مي روند . اي كاش مي توانستم بدانم در آن لحظات كه مي گويند آدمي مي شنود ولي قدرت عكس العمل نشان دادن را ندارد ، آيا باز هم مي انديشيد ؟ تصور اينكه بابك مرگ را تحقير كرد و مرگ را پاره پاره و تكه تكه كرد تصور دوري نيست . قلب او هنوز مي تپد . قسمتهايي از بدن پاك او هنوز زنده هستند و زندگي مي بخشند ... و او اينك به جاودانگي
رسيده است ، جاودانگي ژرف ، بسيار ژرف...
والاترينان ، پس بياييد و اين سروده را به آواز بخوانيد كه عنوان
سروده ام (( يك بار ديگر )) و معنايش تا ابد است .
همه سرود زرتشت را به آواز بخوانيد :
اي انسان به هوش باش
كه نيمه شب ژرف چه مي گويد ؟
ديري خفته بودم . خفته بودم
در خوابي سنگين
اينك از چنين خوابي ژرف بيدار خواهم شد
جهان حقاً كه ژرف است
ژرفتر از باور روز
اندوه هايش نيز عميقند
اما شادماني ژرف تر از اندوه است
رنج مي گويد . برو ، بگذر
اما سروري نيست كه جاودانگي نخواهد
جاودانگي ژرف را ، جاودانگي بسيار ژرف را !
( چنين گفت زرتشت )
نيچه