Home  Weblog  Booklog  Photo Gallery  Articles  Contact
   
 
  روانشناسي اعتراض
  روانشناسي اينترنت
  روانشناسي اينترنت
  روانشناسي اينترنت
  روانشناسي اينترنت
  روانشناسي اينترنت
  روانشناسي اينترنت
  روانشناسي اينترنت
  روانشناسي اينترنت
  روانشناسي اينترنت
  Cluster of WSIS-related events 2008 - Geneva, Switzerland
  " اضطراب اقتدار "
  نگراني هاي استاد
  مصاحبه با ایسنا پیرامون اشتغالزايي ...
  مصاحبه خبرگزاری ایسنا پیرامون آموزش الکترونیکی
  پس از عاشورا
  مصاحبه با باران
  سخنرانی در محل انجمن های علمی کشور
  Cluster of WSIS-related events, 14-25 May 2007, Geneva, Switzerland
  INVITATION TO THE CONFERENCE
  زاویه دید
  شرکت آریانوس
  زنان ايراني طرفداران جنبش جهاني صلح
  میدان زنان
  کميته هماهنگى سازمانهاى غير دولتى زنان
  شیرین عبادی
  كنشگران
  Working Group on Internet Governance
  یونیسف ایران
  undp -Iran
  روش شناسي شريعتي
  اصالت ساخت
  چالش بر ای توزيع IPv6 براساس هويت كشوري
  ایران و ایلات متحده و جنگ بر سر دامنه های xxx پشت یک خاکریز
  مروری برحفظ حريم خصوصي و امنيت در جامعه اطلاعات
  تعدد زبان‎ها در اینترنت و خطرات موجود
  جاودانگی ژرف (قسمت آخر)
  از نخست وزيري تا سقوط (قسمت اول)
  از نخست وزيري تا سقوط (قسمت دوم)
  آشنایی با انکوباتورها
 
 
» از نخست وزيري تا سقوط (قسمت دوم)

 

اين مقاله در روزنامه سلام در تاريخ12 ارديبهشت 1375 بچاپ رسيد

   در بخش پيشين اين مقاله ضمن اشاره به چگونگي و شرايط روي کار آمدن دکتر مصدق در مسند نخست وزيري، به برخي رخدادهاي بين سال‏هاي 32-1330 از جمله استفعاي مصدق و روي کار آمدن قوام السلطنه و همچنين واقعه نهم اسفند 31 در جهت تضعيف دولت مصدق و شکست وي پرداخته شد.

    همزمان با حوادث داخلي ايران، دولت‏هاي آمريکا و انگليس نيز به کوشش‏هاي خود براي سقوط دولت مصدق و طراحي‏يک کودتا، ادامه دادند. يکي از تصميمات ربودن و قتل چند تن از افراد موثر دولت مصدق بود تا بدين وسيله دولت او متزلزل شود. لذا اول ارديبهشت 32 سرلشگر افشار طوس مفقود شد. وزير دادگستري وقت مرحوم لطفي و دادستان فرمانداري نظامي‏ سرهنگ شايان فر از رياست دوره هفتم مجلس، آيت الله کاشاني، تقاضاي سلب مصونيت از دکتر مظفر بقايي کرماني را به علت شرکت در قتل شهيد افشار طوس به عمل مي‏آورند. (8) همچنين بر اساس اقارير متهمين، زاهدي از متهمين اصلي حادثه شناخته شد، لذا براي گريختن از دست مصدق با موافقت آيت الله کاشاني به مجلس رفته، متحصن شد. متاسفانه نه تنها از مظفر بقايي سلب مصونيت نشد بلکه به زاهدي نيز پناه داده شد. نقشه‏ي کودتا مهيا شده بود. پس از کودتا دکتر بقايي هم سرمست از پيروزي در مدافعات سال 1340 خود کودتاي 28 مرداد را اراده الهي دانست. (9)

    بعد از ظهر 27 مرداد که فرمانداري نظامي‏ تهران، ختم تظاهرات مردم را اعلام کرد، طيب و رمضان ‏يخي با ‏ياران خود به خود به خيابان‏هاي لاله زار و نادري ريخته و به کمک گروهبانان ارتشي که لباس شخصي به تن داشتند به تظاهرات شاه پرستانه پرداختند. اين تظاهرات صبح روز 28 مرداد نيز به سرکردگي شعبان بي مخ و طيب و عده‏اي که مجهز به چوب و چماق بوده و عکس شاه را در دست داشتند، در تهران ادامه‏يافت. اين عده در مسير خود، به غارت و اشغال روزنامه‏هاي ضد دربار و سازمان‏هاي طرفدار مصدق و حزب توده و ... پرداختند و فرمانداري تهران از آنان جلوگيري نکرد. (10)

    سرهنگ شايان فر در مصاحبه با مجله ايران فردا متذکر شده است که: (روز 28 مرداد هنگامي‏ که اوباشان براي اشغال شهرباني اقدام مي‏کردند آقاي دکتر مصدق دستور دادند براي متفرق کردن آن‏ها تيراندازي هوايي انجام شود و تاکيد کردند اقلا پاي اوباشان را هدف قرار دهيد. سرهنگ اشرفي در پاسخ گفته بود: (من به روي برادران خود تيراندازي کنم؟) دکتر مصدق گفت: زنداني هستي، فورا خودت را معرفي کن. در خيانت سرهنگ اشرفي جاي هيچ ترديدي نيست.) (11)

    به دنبال تظاهراات اوباش واحدهاي نظامي‏ در خيابان‏ها به حرکت درآمدند منزل دکتر مصدق و ساختمان راديو و برخي نقاط حساس شهر را محاصره نمودند. سرلشگر زاهدي ساعت 5/3 بعد از ظهر سقوط دولت ملي دکتر مصدق و نخست وزيري خود را اعلام نمود. حزب توده نيز با آن تشکيلات منسجم و قوي خود در مقابل کودتاچيان اقدامي‏ نکرد و اين خيانت حزب توده براي هميشه در تاريخ ملت ايران ثبت شد. حتي جريانات چپ منشعب از حزب توده نيز نتوانست آن را توجيه کنند و همواره حزب توده را مورد انتقاد قرار مي‏دادند. (12)

    پس از پيروزي کودتاي 28 مرداد حزب توده از اولين قربانيان ديکتاتوري بود.

    طرح آژاکس به پيروزي رسيد و مصدق با کودتا برکنار شد مبارزه مردم ناتمام ماند. ولي از آنجا که حقيقت هيچگاه نابود شدني نيست مبارزه در قالب ديگر و در سطح بالاتري ادامه‏يافت. رژيم کودتا 25 سال دوام آورد ولي سرانجام با قيام قهرمانه‏ي مردم ايران در بهمن 57 و تحت رهبري قاطعانه حضرت امام خميني (ره) سرنگون شد.

    شاه که با فضاحت از ايران گريخته بود، پس از کودتا به کشور بازگردانيده شد و دوباره به تخت سلطنت نشست تا به وسيله‏ي او ايران غارت شود. پس از کودتا، مصدق هم مخفي شد. رژيم مي‏دانست که نمي‏تواند مصدق را به قتل برساند چرا که اولا مرگ مصدق براي رژيم خاصيتي نداشت ثانيا مصدق را از آنچه که بود محبوب تر مي‏کرد. به همين دليل با تشکيل‏يک دادگاه فرمايشي مصدق را محاکمه نمود. مصدق دادگاه را صالح ندانست و به عنوان نخست وزير قانوني رسالت خود را در آن ديد که حقايق را طي مدافعات تاريخي و فراموش نشدني بيان کند و دلايل سقوط حکومت ملي را چنين شرح داد:

    (... مي‏خواستند که دولت اينجناب هر چه زودتر سقوط کندو گمان مي‏کردند که به دو جهت عمر دولت اينجناب زياد نخواهد بود. اول - اين که بدون عوايد نفت دولت نمي‏‏تواند مدت زيادي دوام کند. دوم - دولت ايران مجبور خواهد شد که در مراجع بين المللي حاضر شود و جواب بدهد و به مجرد اين که در آن مراجع شکست خورد قهرا افکار عامه ايران با او مخالف مي‏شود و بالنتيجه از بين مي‏رود. اين کار شد و نتيجه معکوس درآمد. در شوراي امنيت دولت ايران غالب شد و در ديوان بين المللي هم طرف را محکوم نمود و بعضي اشخاص ديدند اگر به دولت مجال داده شود وضعيت اقتصادي ايران طوري خواهد شد که بدون عوايد نفت هم کار مملکت مي‏گذرد همچنان که قروني مملکت بدون عوايد نفت خود را اداره مي‏کرد.

    اينجناب نمي‏خواهم عرض کنم که عوايد نفت خدمت بزرگي به اوضاع اقتصادي مملکت و بالا بردن سطح زندگي مردم نمي‏کند بلکه مي‏خواهم اين را عرض بکنم که عوايد نفت وقتي براي ما مفيد است که آزادي و استقلال ما از بين نرود ‏يعني مملکت را بايد عوايد نفت معامله نکنيم.)

    مصدق گناه خود را در دادگاه چنين بيان کرد: (تنها گناه من و گناه بزرگ و بسيار بزرگ من اين است که صنعت نفت ايران را ملي کردم و بساط استعمار و اعمال نفوذ سياسي و اقتصادي عظيم ترين امپراطوري جهان را از اين مملکت برچيدم حيات من و مال و موجوديت من و امثال من در برابر حيات و استقلال و عظمت و سرافرازي ميليون‏‏ها‏  ايراني و نسل‏‏ها‏ي متوالي اين ملت کوچکترين ارزشي ندارد و از آنچه برايم پيش آمد هيچ تاسف ندارم و‏يقين دارم وظيفه تاريخي خود را تا سر حد امکان انجام داده ام عمر من و شما و هرکس چند صباحي دير‏يا زود به پايان مي‏رسد ولي آنچه مي‏ماند حيات و سرافرازي‏يک ملت مظلوم و ستمديده است. ... چون از مقدمات کار و تعقيب جريان دادرسي معلوم است که در گوشه زندان خواهم مرد و اين صدا و حرارت را که هميشه در خير مردم به کار برده ام خاموش خواهند کرد و جز در اين لحظه نمي‏توانم با هموطنان عزيز صحبت کنم. بدين وسيله از مردم رشيد و عزيز ايران مرد و زن توديع مي‏کنم و تاکيد مي‏کنم که در راه پر افتخاري که قدم برداشته اند از هيچ حادثه‏اي نهراسند.

    مصدق به سه سال زندان محكوم شد و پس از طي دوران زندان به احمد آباد تبعيد شد. مصدق در روز‏يكشنبه 14 اسفند 1345 در ساعت‏يك ربع به هفت صبح هموطنان خود را براي همي‏شه ترك كرد .

    آيت الله كاشاني هم پس از كودتا تا پايان دوره 17 رئيس مجلس شورا بود و سپس در انزوا زيست و فقط‏يك بار دستگير شد. وي پس از كودتا به تاييد كودتا و زاهدي و رژيم پرداخت و در مصاحبه‏اي با خبرنگار اليوم گفت: ... وضع خوب است و خطر برطرف شده، اين مصدق راه را گم كرده و مستحب چنن عاقبتي بود" (13)

    پس از كودتاي 28 مرداد در آبان 32 مقاله‏اي با عنوان "از رفراندوم تا بازگشت شاه" در روزنامه اطلاعات چاپ شد كه جزئيات ارتباط آيت الله كاشاني با زاهدي و بقائي در برندازي مصدق توضيح داده بود. ايشان در مصاحبه‏اي به روزنامه كيهان گفتند: من از ژنرال زاهدي مادامي‏ كه به منفعت ايران قدم بر مي‏دارد پشتيباني مي‏كنم. (14) آيت الله كاشاني نيز در سال 39 درگذشت. دولت كودتا به دستگيري اعضاي حزب توده پرداخت و بسياري از افسران حزب را دستگير كرد. گروه فدائيان اسلام را نيز دستگير نموده و عده‏اي از بهترين جوانان مومن را به شهادت رساندند.

    پس از كودتا، انتخابتي زير سايه دولت نظامي‏ برگزار شد و اكثريت كرسي‏ها را نصيب ايادي انگليس و آمريكا كرد تا مساله نفت را حل كنند و چون امكان غارت نفت ايران به صورت سابق وجود نداشت كنسرسيومي‏ متشكل از 8 شركت بزرگ نفتي جهان از مليت‏هاي آمريكا، فرانسه، هلند و شركت نفت ايران و انگليس تشكيل شد و سهام كنسرسيوم بين آنان تقسيم شد كه 6/45 درصد آن سهام شركت ايران و انگليس بود و انگليس در سهام بقيه نيز شريك بود.

    بدين ترتيب قانون ملي شدن صنعت نفت پايمال شده، شركت ملي نفت ايران را خلع‏يد نموده، به خدمت كنسرسيوم درآوردند و ملت ايران نيز 143 ميليون ليره تقريبا معادل 400 ميليون دلار به شركت نفت ايران و انگليس غرامت پرداخت كرد.(15)

    پس از سقوط نهضت ملي كينه مردم نسبت به امپرياليسم آمريكا وانگليس و حكومت محمد رضا پهلوي بارها تجلي پيدا كرد و قيام‏هاي گوناگوني به وقوع پيوست كه شرح همه آنها دراين مقاله نمي‏گنجد و بالاخره در بهمن ماه 1357 ملت ايران پيروز شد. مرحوم آيت الله طالقاني طي سخنراني بر مزار مصدق اعلام كردند: "... شايد اگر همه سكوت كنيم و در انديشه فرو برويم و تذكرات گذشته را به‏ياد بياوريم، اين سكوت بيشتر از هزار زبان گويا باشد و گذشته و وضع كنوني ما را ترسيم كند ... برادران، فرزندان نهضت‏هاي ايران را با هشياري بررسي كنيد، تعصب،‏يك جهت نسبي، ‏يك بعد بيني هميشه ما را بيچاره و مخذول كردهاست ... دكتر مصدق مانند‏يك پزشك حاذق انگشت روي محل درد گذاشت و گفت ما بايد در دنياي شرق و غرب بي طرف باشيم، تز عدم تعهد را ابراز كرد، همان تزي كه دنبال آن تز مرحوم ناصر، نهرو، سوكارنو همه دنبال كردند و اكنون در حال توسعه است و گفت: بدبختي ما همين انبار‏هاي نفت ماست. ما نفت نمي‏خواهيم. گرسنه مي‏مانيم ولي استقلال مي‏خواهيم. نهضت اوج گرفت ولي چه شد كه نهضت اوج گرفت ؟

باز مي‏رسيم به همان اشاره آيه قرآن: " ان الله لا تغير بقوم حتي يتغير و اما بنفسهم" آن وقتي كه وحدت نظر بود، گروه‏هاي ملي و ديني و مذهبي همه در‏يك مسير حركت كردند، مراجع ديني مانند مرحوم آيت الله خوانساري، آيت الله كاشاني، فدائيان اسلام، اينها هركدام با هم شروع كردند به حركت و به حركت درآوردن ملت، هركدام بجاي خود، فدائيان اسلام، جوانان پر شور و مومن راه را باز مي‏كردند، موانع را برطرف مي‏كردند، ‏يك مانع را از سر راه بر مي‏داشتند، انتخابات آزاد مشروع شد، مانع ديگري را برداشتند، صنعت نفت در مجلس ملي شد، فتواي مراجع و علما براي انتخابات و پشتيباني از دولت ملي در تمام دهات و روستا‏ها و در ميان كارگران همه‏يك شعار شد، همه‏يك حركت بود همه‏يك هدف بود چه شد؟ از كجا ضربه خورديم؟ پيش از ضربه خارجي از درون خودمان ضربه خورديم  اينها همه براي تذكر است، بيان واقعيت است ... عوامل استعمار، استبداد داخلي، جاسوس‏ها، اطراف اين قدرت‏ها شروع كردند به تفحص كردن، نقطه ضعف‏ها ر پيدا كردند و به فدائيان گفتند شما بوديد كه نهضت را پيش بريد. فدائيان مي‏گفتند ما حكومت تامه اسلامي‏ مي‏خواهيم، اين‏ها به آنها مي‏گفتند دكتر مصدق بي دين است ‏يا به دين توجه ندارد و نمي‏خواهد خواسته‏هاي شما را انجام دهد. آن‏ها به دكتر صدق مي‏گفتند اينها جوانان پر شور و تروريست اند، از ا‏ينها بايد بپرهيزي. من كه خودم مي‏خواستم بين آن‏ها تفاهم برقرار كنم ديدم نمي‏شود. امروز صحبت مي‏كردم، فردا مي‏ديدم چهره‏ها عوض شده اند، باز خصومت، باز موضع گيري، مرحوم دكتر مصدق مي‏گفت: من نه مرد مدعي حكومت اسلامي‏ هستم نه مي‏خواهم هميشه حاكم و نخست وزير شما باشم، مجال بدهيد، بگذاريد من قضيه نفت را حل كنم. ... اين جناح ر جدا كردند ... آمدند دومرتبه سراغ مرحوم آيت الله كاشاني، از راه نفسيات، اين نهضت مال تو است، دكتر مصدق چكاره است؟ تمام دنيا به دست توست، دور آن پير مرد را جاسوس‏هائي كه ما از نزديك مي‏شناختيم گرفتند، او را از او جدا كردند،‏ يادم هست روزي را كه گفتگو در بين مردم بود كه مرحوم آيت الله كاشاني حمايت از زاهدي مي‏كند و توطئه‏اي در كار است، به تنهائي رفتم منزل ايشان در همين قسمت پل چوبي، تنها بود، در اتاقي به انتظارش نشستم، آمد ظرف خربزه‏اي در دستش بود بعنوان تعارف جلوي من گرفت، تا خربزه را ديدم گفتم حضرت آيت الله دارند زير پايت پوست خربزه مي‏گذارند، مواظب باش، گفت نه اين طور نيست من حواسم جمع است. گفتم من شما را مردي پاك و مبارز (مي‏دانم) مبارزه شما در عراق عليه انگلستان، در نهضت عراق فراموش شدني نيست شما اين مزايا واين سوابق را داريد درست متوجه باشيد تفرقه ايجاد نشود، گفت خاطرتان جمع باشد.

    برادر‏ها، فرزندان، چقدر انسان بايد تجربه كند؟ كافي نيست؟ ... دكتر مصدق دنياي خاور ميانه را تغيير داد و به دنبالش مصر انقلاب شد، الجزيره انقلاب شد ولي ما محكوم شديم! ... ما متلاشي شديم..." (16)

   

(1) بررسي تاريخ ايران: ع باقي صفحه 147 و 148

(2) سه گزارش : ترجمه سرهنگ غلامرضا نجاتي به مقدمه مهندس عزت الله سحابي ص 24

(3) مجموعه‏اي از مكاتبات، سخنراني‏ها و پيام‏هاي آيت الله كاشاني : م. دهنوي جلد 2 ص 206

(4) بررسي انقلاب ايران : ع باقي ص 149

(5) سه گزارش : ترجمه سرهنگ غلامرضا نجاتي به مقدمه مهندس عزت الله سحابي ص 25

(6) استبداد، دمكراسي و نهضت ملي : محمد علي كاتوزيان ص 113

(7) دركنار پدرم، مصدق : تهيه و تنظيم غلامرضا نجاتي ص 65

(8) جهت اطلاع بيشتر رجوع شود به كتاب " توطئه ربودن و قتل شهيد افشار طوس" : محمد تركمان ص 111

(9) جهت اطلاع بيشتر از سير رشد جريان مرموز دكتر بقائي، مراجعه شود به كتاب "افول‏ يك مبارز" تاليف علي محمد آقا محمد صديقي

(10) مراجعه شود به "حزب توده و كودتاي 28 مرداد" : حسن ضياء ظريفي (از بنيان گذاران چريكهاي فدائي خلق)

(11) بررسي انقلاب ايران : ع باقي ص 151

(12) ايران فردا : سال دوم شماره 8 – واپسين دفاع در آخرين روز‏ها

(13) مكتوبات آيت الله كاشاني – ج ع ص 23

(14) روزنامه كيهان : 17/6/1332

(15) بررسي انقلاب ايران : ع باقي ص 154

(16) سخنراني آيت الله طالقاني بر مزار دكتر مصدق

بخشي از مطالب اين مقاله و مقاله پيشين برگرفته از كتاب "يادآوري از مصدق" نوشته آقاي عبدالله راستگو است.



      
نسخه چاپ     علاقه‌منديها               » 4790 بار     » 1383/8/20    

 

 
 
شعر و ادب فارسي
جامعه اطلاعات
آثار گوناگون
اهداف هزاره (MDG)
زمامداری اینترنت (WGIG)
حقوق بشر (Human Right)
جامعه مدنی (Civil Society)
© Copyright 2002-10 Hojat Modiran :: All right Reserved