بيشتر ما در حالي به فضاي كامپيوتري (مجازي) وارد ميشويم كه نسبت به نقاب شخصيتي درون شبكه اي- چگونگي برخورد ما با افراي كه با آنها برهمكنش شبكهاي داريم- توجه چنداني نمي نمائيم. در بسياري از مواقع اين افراد را از پيش ميشناسيم زيرا آنها دوستان، اعضاي خانواده و شريكان تجاريمان هستند. آنها فرافكنيهايمان را كه از طريق پست الكترونيك، گستاخ و خشن به نظر بيائيم، آنها ممكن است نتيجه گيريشان را بر اساس آگاهيهايي كه پيش تر از ما به دست آورده اند، تعديل و اصلاح نمايند.
بخش بيشتر پژوهشهاي پيشين در زمينههاي حالات اجتماعي و عاطفي كه برداشتهايي در جهت خونگرمي و خونسردي فردي ميانجامد نشان داد كه همگي ما در اينترنت- در مقايسه به زماني كه حضور جسماني داريم- بي اعتنا تر وظيفه وظيفه گراتر و تندخوتر به نظر ميرسيم.
همان گونه كه پيشبيني ميشود، افراد در برابر برداشت سرد تر و وظيفه گرايانه تر ما، به همان شيوه واكنش و پاسخ ميدهند كه اگر ما از حوادثي كه در جريان است، سر در نياوريم، در چرخهاي فزاينده گرفتار خواهيم آمد. چنانچه اعضاي گروه درون شبكهاي به اهميت اين گفتهها بر برداشتي كه از آنان به عمل ميآيد و اثري كه بر عملكرد گروه بر جاي ميگذارد، پي ميبرند ممكن بود عبارات سادهاي براي نشان دادن سازگاري و تفاهم بيشتر و ازبين بردن تنش، تايپ كنند. آنان ميتوانستند به همان شكلي ه در ملاقاتهاي رو در رو عمل ميكنند، عدم توفق و ناهم انديشي كلامي تايپ شده خود را با تايپ عبارتي مانند: "اوه، مطمئن نيستم كه با نظر شما كاملا موافق باشم"، تعديل نمايند. گرچه ممكن است در زندگي واقعي هوش هيجاني اعضاي گروه درون شبكهاي در تراز بالايي باشد ولي درون شبكه روي خط، از دقت و حساسيت كمتري برخوردار است.